کانال تلگرامی تجربه عقلی مجید صحاف :: تجربه عقلی

تجربه عقلی

دغدغه های فرهنگی

تجربه عقلی

دغدغه های فرهنگی

تجربه عقلی
کانال تلگرام
  • ما و حاج قاسم

    یک:
    حاج قاسم رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین...
    اما باید بلند شویم و خودمان را جمع و جور کنیم و برای تحقق مقصود و هدف حاج قاسم آماده شویم.
    باید مبانی فکری، عملی و اخلاقی سردارمان را به عنوان انسان طراز انقلاب اسلامی احصا کرده و نشر دهیم.
    خون بر زمین ریخته حاج قاسم، گام اول از گام دوم انقلاب است. جوان مومن انقلابی باید در گام دوم انقلاب این مبانی را چراغ راه خود قرار دهد.
    انواع قالب‎های فرهنگی، هنری و رسانه‎ای باید در اختیار تولید و نشر این مبانی باشند.
    حاج قاسم چهره ای بین المللی بود. در همین سه چهار روز رسانه‎ های غربی تلاش کرده اند و میکنند تا چهره ای وارونه از حاج قاسممان به خورد مخاطبانشان دهند. هرچند که بر این زبونان و سفلگان حرجی نیست چرا که دنیا وارونه آخرت است...
    لذا راهبرد مدنظر 1.احصا مبانی فکری، عملی و اخلاقی سردار، 2.تعیین نظام موضوعات با نگاه به گام دوم انقلاب، 3.تعیین قالب‎های فرهنگی هنری و رسانه ای برای موضوعات و مبانی احصا شده، 4. تولید به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی است.

    دو:
    کودک در گام دوم انقلاب جایگاه ویژه ای دارد. تفصیل این نسبت بماند برای بعد که به وقتش خواهم گفت.
    یکی از کارویژه های فرهنگی، هنری و رسانه ای پرداختن به رابطه حاج قاسم با فرزندان شهداست.
    تولیدات باید برای دو سطح مخاطب کودک و بزرگسال باشد. شتابزدگی کیفیت را پایین می آورد. این چند روز دیدم پوسترها و تصویرسازی‎های کارتونی در این خصوص انجام شده است. هرچند این تلاشها جای تقدیر دارد اما از سطح کیفی مطلوبی برخوردار نبودند. حاج قاسم کم تصویر با کودکان ندارد. در وهله اول از همان تصاویرباید الگوبرداری کرد و در مراحل بعد به تولیدات مفهومی پرداخت. برای قالب‎های دیگر هنری فرهنگی و رسانه ای نیز همینطور.

    سه:
    بنده به واسطه فعالیت رسانه ای و در اختیار داشتن رسانه آمادگی دارم زیرساختهای لازم برای تولیدات رسانه ای پیرامون سردار شهیدمان حاج قاسم سلیمانی را در اختیار عزیزان رسانه ای قرار دهم.

آپارات
   
   
   
آخرین نظرات
توئیتر
قفسه
  • کفش باز

    نوشته‌ی فیل نایت، ترجمه مریم علیزاده


آرشیو قفسه

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کانال تلگرامی تجربه عقلی مجید صحاف» ثبت شده است

یک:
حاج قاسم رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین...
اما باید بلند شویم و خودمان را جمع و جور کنیم و برای تحقق مقصود و هدف حاج قاسم آماده شویم.
باید مبانی فکری، عملی و اخلاقی سردارمان را به عنوان انسان طراز انقلاب اسلامی احصا کرده و نشر دهیم.
خون بر زمین ریخته حاج قاسم، گام اول از گام دوم انقلاب است. جوان مومن انقلابی باید در گام دوم انقلاب این مبانی را چراغ راه خود قرار دهد.
انواع قالب‎های فرهنگی، هنری و رسانه‎ای باید در اختیار تولید و نشر این مبانی باشند.
حاج قاسم چهره ای بین المللی بود. در همین سه چهار روز رسانه‎ های غربی تلاش کرده اند و میکنند تا چهره ای وارونه از حاج قاسممان به خورد مخاطبانشان دهند. هرچند که بر این زبونان و سفلگان حرجی نیست چرا که دنیا وارونه آخرت است...
لذا راهبرد مدنظر 1.احصا مبانی فکری، عملی و اخلاقی سردار، 2.تعیین نظام موضوعات با نگاه به گام دوم انقلاب، 3.تعیین قالب‎های فرهنگی هنری و رسانه ای برای موضوعات و مبانی احصا شده، 4. تولید به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی است.

دو:
کودک در گام دوم انقلاب جایگاه ویژه ای دارد. تفصیل این نسبت بماند برای بعد که به وقتش خواهم گفت.
یکی از کارویژه های فرهنگی، هنری و رسانه ای پرداختن به رابطه حاج قاسم با فرزندان شهداست.
تولیدات باید برای دو سطح مخاطب کودک و بزرگسال باشد. شتابزدگی کیفیت را پایین می آورد. این چند روز دیدم پوسترها و تصویرسازی‎های کارتونی در این خصوص انجام شده است. هرچند این تلاشها جای تقدیر دارد اما از سطح کیفی مطلوبی برخوردار نبودند. حاج قاسم کم تصویر با کودکان ندارد. در وهله اول از همان تصاویرباید الگوبرداری کرد و در مراحل بعد به تولیدات مفهومی پرداخت. برای قالب‎های دیگر هنری فرهنگی و رسانه ای نیز همینطور.

سه:
بنده به واسطه فعالیت رسانه ای و در اختیار داشتن رسانه آمادگی دارم زیرساختهای لازم برای تولیدات رسانه ای پیرامون سردار شهیدمان حاج قاسم سلیمانی را در اختیار عزیزان رسانه ای قرار دهم.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۸ ، ۱۹:۲۷
مجید صحاف

‍خدا بر رفعت مقام امام عزیزمان بیافزاید که خوب گفت بزرگترین امر سیاسی و روانی دنیا در قضیه کربلا است. که اگر ‏خوب راهش ببریم،‎ ‎ما‎ ‎برای‎ ‎این هماهنگی‎ ‎پیروز هستیم‎.‎

‏***‏

آدم‎ها هر یک جهان بینی و دنیای خودشان را دارند و پا در مسیر عاشقی می گذارند. اربعین کلکسیون جهان بینی ها و ‏ایدئولوژی های گوناگون است که همه به حسین علیه السلام ختم می شود...‏
هر کس نیاید، جایش و جهان بینی اش در این مسیر خالی است...‏

‏***‏
در موکب صاحب الزمان(عج) در عمود 828 (@mukeb_828) و در هفته‌ی منتهی به اربعین حسینی، با پخش ویژه برنامه های شبکه افق (@ofogh_tv) و نیز 16 ‏ساعت پخش زنده مسیر پیاده روی زوارالحسین در تلویزیون تعاملی تیوا (‏tva.tv)، خدمتگزار دلهای بیقراری هستیم که از سفر ‏عشق جامانده اند...‏

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۰۶ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۴
مجید صحاف

#هیئت_طراز

#مداح_طراز

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۰۷ مهر ۹۶ ، ۲۳:۳۶
مجید صحاف

عاشقان را سرشوریده به پیکر عجب است
دادنِ سر نه عجب، داشتن سر عجب است...‏

یاد و نام شهید #محسن_حججی که از جهادگران فرهنگی و فعالین ترویج و تبلیغ کتاب در موسسه شهید احمد کاظمی بود، گرامی...

آخرین تصویر این شهید، قاب  ماندگاری است از چهره با صلابت و با ‏اقتدار و گامهای استوارِ شهیدی ک بسوی مشهدِ ابدی خود می رود.. قاب ماندگار عزت و شرافت، فریاد ماندگارِ هیهات منا ‏الذله...
آخرین تصویر شهید محسن، قابی از تصویر کربلاست.. انگار «دارد غروب فرشچیان گریه می کند...»‏

 

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۴
مجید صحاف

در یکی از فرازهای جوشن کبیر، خدا را "کریم الصفح" خوانده.
یعنی کسی ک طوری از خطا میگذرد ک اصلا یادش می‌رود بنده اش خطا کرده.
ما میتوانیم کریم الصفح باشیم؟

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۰۱
مجید صحاف

وقتی که اشراف -  به قول خودشان - و اعیان و متمکنین و یال و کوپالدارها متصدی امور یک کشور شدند، قهراً اینها مردم را به حساب ‏نمی‌آورند. این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگتر، از خودشان خاضع‌اند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان، جابر و ستمگر‎.‎
وقتی بنا شد که متصدی امور کشوری، قشر اشراف، مرفه‏ها و صاحب اموال باشد، این یکی از مصیبت های بزرگ الهی است که در یک ملت هست.‏


صحیفه امام؛ ج16؛ ص442 ‏

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۰۳
مجید صحاف

خوب گفت سید مرتضای آوینی که: سرانجام کار ما، بلااستثناء، انعکاس چهره باطن ماست در آینه دهر...

​جمله بالا را بگذاریم کنار این جمله از کتاب «آغازی بر یک پایان» که:
آمریکا اجازه دارد که قواعد بازی را رعایت نکند و وقتی هم که چنین می کند، باز قاعده بر این است که نه فقط همه خود را به نفهمی ‏بزنند، بلکه این خلاف آمد را نیز به مثابه یکی از قواعد بازی توجیه کنند. وقتی این توجیه اصل باشد، بازی می تواند هر قاعده ای به ‏خود بگیرد و کسی هم حق اعتراض ندارد .
انقلاب اسلامی، چه بخواهیم و چه نخواهند، ما را از این بازی بین المللی بیرون کشیده ‏است. ‏

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۱۲
مجید صحاف

حاج احمد متوسلیان یک جمله معروفی دارد که می‌گوید: «هر وقت پرچمت را در افق به زمین زدی برو بخواب»!
بعد من فکر می‌کنم آیا مدیران و مسئولان فرهنگی ما افق را یافته‌اند که چنین آسوده سربربالینِ راحتی می‌گذارند؟
درخت نخل برخلاف سایر درختان وقتی سرش را میزنند، میمیرد... حتی وقتی ریشه در خاک داشته باشد.. از این حیث مانند آدمی زاد می‌ماند این مخلوق خدا.
فرهنگ را هم می‌شود تشبیه به نخل کرد. که هر چند ریشه چندین هزارساله در خاک داشته باشد، اما اگر سرش سالم نباشد، می‌میرد...
تشتت و موازی کاری و جزیره‌ای عمل کردن در اقدام فرهنگی و یارکشی‌های درون‌گروهی میان مایی که ادعای قرابت فکری و عملی با انقلاب و نظام داریم، نبود نظام معرفتی در اقدام فرهنگی، قرارگاهی عمل نکردن در کار فرهنگی، فقدان کار تشکیلاتی، بها ندادن یا کم بها دادن به توان و فکر جوان مومن انقلابی و بسیاری موارد دیگر، تبرهایی است در دستانمان که سر ِ نخل ِ فرهنگ را نشانه گرفته است و همه خشنودیم از این هرس فرهنگی و در انتظار باروری آن هستیم.
جمله حاج احمد متوسلیان شرحی است بر این تاکید عمیق رهبری که «در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفته اید همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است.»

خواب ِ عمیق غفلتمان، کشیده‌های معروف حاج احمد متوسلیان را می‌خواهد که بیاید و بخواباند بر گوشِ جهالت و تغافلمان.. شاید و باز هم شاید، به خود آییم...

telegram.me/msahaf

 

۰ نظر ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۳۸
مجید صحاف

عمق انقلاب اسلامی در این است که انسان را دگرگون مى‏ کند. مادامى که انسان دگرگون نشده باشد، هیچ نوع دگرگونى را در سطح جامعه ‏اش نمى ‏تواند تحمل کند.

📚 حرکت، علی صفایی (عین.صاد)، ص 22

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۴۳
مجید صحاف

رسانه های گروهی و یا به عبارت بهتر، تکنولوژی ارتباطات مردمان را با توهمی از اختیار مطلق فریفته اند و آرای آنها را مستبدانه، اما پنهانی، در صورتی از یک اتحاد ظاهری استحاله بخشیده اند.
◾️◾️◾️
کسی که با فرهنگ مشهودات می اندیشد هرگز نمی تواند جان خود را از این تسخیر رها کند، چرا که مشهودات نشخوار همان نواله ای است که امپریالیسمِ رسانه ای در جان مردمان سراسر جهان می ریزد. فرهنگ مشهورات فرهنگ غرب است و موید همان نظام بین المللی آمریکامدار و بنابراین، تفکری که می تواند نجات بخش بشر باشد تفکری است لزوماً خلاف آمد عادت و مشهورات .

📝مقاله نظم نوین جهانی و راه فطرت؛ شهید سید مرتضی آوینی

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۴۰
مجید صحاف

#مدیران_فرهنگی نسل اولی‌ چنان با نگاه بی‌اعتمادی و فقط خود و تفکرِ خود را قبول داشتن، حصار را تنگ کرده‌اند ک اجازه نفس کشیدن ب جوان‌ترها در عرصه #مدیریت_فرهنگی را نمیدهند ک هیچ، زنجیری هم بر دست و پایِ رشد و پیشرفتشان در این عرصه شده‌اند.
هر روز دوستی فریادش ازین نسل‌ اولی‌ها ک اجازه ورود جوان‌ترها ب عرصه‌های #مدیریت_فرهنگی را نمی‌دهند، بلند است.
این نسل اولی‌های عزیز ک کأنّه مدیر فرهنگی زاده شده‌اند، با ب رخ کشیدن تجربه‌های گذشته خود و نیز مصلحت‌اندیشی‌های افراطی، دهان ِ فهیم‌ترین‌های نسلِ خود را نیز می‌بندند.
میدان را برای جوان‌ترها باز کنید تا #آسیب‌های_اجتماعی جدیدی کمر فرهنگ مردم را بیش از این خم نکرده است.

telegram.me/msahaf

۱ نظر ۱۰ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۱
مجید صحاف

خدا بر درجات روح بلند امام عزیزمان بیفزاید که خوب گفت: «ما ملت گریه های سیاسی هستیم»، خوب گفت که: «مجلس عزا نه برای این است که گریه کنند برای سید الشهدا و اجر ببرند ـ که البته این هم هست ـ بلکه مهم آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را کشیده اند که تا آخر باشد؛ و آن اجتماع تحت یک بیرق است، اجتماع تحت یک ایده است.»
🔹🔹🔹
همانطور که گریه هایمان برای سید الشهداء سیاسی است، قدم هایمان نیز در این میعادگاه عاشقی سیاسی است. شاید ساده انگارانه باشد اگر این حرکت را صرفا یک حرکت مذهبی بدانیم ـ که البته این هم هست ـ؛ پیاده روی اربعین مانور سیاسی ـ عبادی شیعه است. مانور انسجام و همبستگی امت اسلام که تبعا باید با تعمیق و تبیین ابعاد سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی این حرکت، آن را تبدیل به یک بصیرت سیاسی و زمانشناسی به هنگام در میان تمامی آحادی کرد که داعیه مبارزه با ظلم و جور دارند و از ددمنشی های ددمنشان عالم خسته و به ستوه آمده اند. که این نیز مسلمان ـ شیعه و سنی ـ و غیر مسلمان نمی شناسد.
علاوه بر این، پیاده روی اربعین تجلی ناب آموزه ‏های عمیق اسلامی است. حرکت از یک مبدأ به سمت یک مقصد ِ معین، نظام یافته و هماهنگ و با یک شعار و عَلَم ِ واحد.
🔸🔸🔸
باید اینجا بود و معنای گذشت، ایثار، نوع دوستی و ... را از نزدیک دید. باید اینجا بود و به چشم دید تحت یک بیرق بودن ِ شیعه را. شیعه؟ نه؛ حسین علیه السلام محدود به جغرافیای مذهبی شیعه نیست. به قول آن کشیش مسیحی که از او پرسیدند:
«پدر شما کجا و پیاده روى اربعین کجا؟»
گفت:
«درست است پیامبرانمان متفاوتند، اما حسینمان یکى است. حسین مال همه است...»

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۰۰
مجید صحاف

برشی دلخواه از نوشته های مرتضی آوینی به مناسبت راهیان اربعین:
کربلا ما را به سوی خود فرا می‌خواند و ارواح مشتاق ما بی‌تابانه، همچون کبوتران حرم، به‌ سوی کربلا بال می‌گشایند. بار دیگر صدای «هل من ناصر» امام عشق در دل تاریخ بلند است و این بار حضور امت به‌راستی شگفت‌آور است. هر آن‌کس در هر زمان و در هر جا به این صلا لبیک گوید کربلایی است و کربلا میزان عشق است و اهل را از اغیار جدا می‌کند.
کربلا، آغوشت را بگشا، حزب الله به سوی تو می‌آید.

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۱ آبان ۹۵ ، ۱۸:۴۶
مجید صحاف

در نگاه اسلام، برند (الگو و اسوه) از انسان کامل شروع می‌شود و به انسان کامل ختم می شود. انسان کامل، امام و پیشواست؛ رحمت و غضبش خدایی است... نمونه کامل أشداء علی الکفار و رحماء بینهم...
در این فضای فکری است که هر آنچه مضاف بر انسان کامل (امام) است، مورد استقبال آحاد مردم قرار می‌‏گیرد  و مردم سعی می‌‏کنند خود را با امام شبیه‌‏سازی کنند. این نوع الگوسازی و تبعیت از انسان کامل و اصلِ وجودِ او، مسئله‌‏ای است که در جامعه غربی متشتت و کالایی و مادی است. برند در جامعه غربی تابع قوانین بازار و فروش بیشتر است. اما در تمدن اسلامی، برند (الگو و اسوه) در جهت انتشار جنبه‌های وجودی امام مورد استفاده قرار می‌‏گیرد.
به همین دلیل سازمان‏هایی که در راستای حرکت امام ایجاد می‌شوند، سازمان‏های برند هستند. و یا اشخاصی که نقطه اتصال روشنی با امام دارند، برند خواهند بود.
مصداقش شهدای مدافع حرم، حاج قاسم سلیمانی‌ها، شهید همدانی‌ها، شهدای هسته‌ای و یا صحابه، ورزشکار و اندیشمند و هنرمندی است که تعلقشان را به امام به انحاء مختلف نشان می‌دهند. این اشخاص برندهای موثق‌تری برای اعضای جامعه خواهند بود. و یا ارگان‏ها و سازمان‏هایی چون سپاه قدس، سپاه پاسداران، آستان قدس، شورای نگهبان و ... برند هستند؛ چرا که در مسیر نیل به انسان کامل طراحی شده‌اند و گام برمی‌دارند.

✅ ما در مسیر تمدن سازی اسلامی، آنچه پیش روی جهانیان قرار خواهیم داد، بسیار متفاوت از وضعیت موجود و حاکم است. فرهنگ و سبک زندگی عاشورایی نقطه عزیمت ما به سمت آن «تمدن نوین اسلامی» است که ان‌شاءالله برپا خواهیم کرد.

 

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۱ مهر ۹۵ ، ۰۱:۰۲
مجید صحاف

نذر فرهنگی از آن قِسم نذوراتی است که بنیان های فکری و خِرد فرهنگ ِ جمعی را در بستر یک مشارکت هوشمندانه و مبتنی بر ارزش گرایی و عقلانیت، تقویت می کند.
تکثیر ِ تخصص و وقت ِ افراد در جامعه، اگر هدفمند و متمرکز و سازمان یافته در قالب کار تشکیلاتی انجام شود، در برآورده کردن بخش زیادی از نیازهای اجتماعی – فرهنگی جامعه موثر واقع شود.
در مسیر تمدن سازی نوین اسلامی لازم است نذورات از عادات گذشته که بیشتر معطوف به نذورات خوراکی و اثرات چندساعته حاصل از آن دارند، پا را فراتر نهاده و به سمت نذوراتی که اثرات ماندگارتری بر پیکره اجتماع خواهند داشت، گذر کنند. ان شاءالله...

دیدن این موشن گراف را در همین رابطه پیشنهاد می‌کنم:⬇️
  http://www.aparat.com/v/arzhE

 

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۲:۳۴
مجید صحاف

غدیر بود. رفتیم پیشانى اباذر را ببوسیم و بگوییم: «برادر! عیدت مبارک» پیشانیش از آفتاب ربذه سوخته بود!
به «ابن سکیت» گفتیم «على». هیچ نگفت، نگاهمان کرد و گریست. زبانش را بریده بودند!!
خواستیم دست هاى میثم را بگیریم و بگوییم «سپاس خداى را که ما را از متمسّکین به ولایت امیرالمؤمنین قرار داد» دست هایش را قطع کرده بودند!
گفتیم: «یک سیدى بیابیم و عیدى بگیریم» سّیدى! کسى از بنى هاشم. جسدهاشان درزِ لاى دیوارها شده بود و چاه ها از حضور پیکرهاى بى سرشان پر بود! زندانى دخمه هاى تاریک بودند و غل هاى گران بر پا، در کنج زندان ها نماز مى خواندند.
فقط همین نبود که میان بیابان بایستد، رفتگان را بخواند که برگردند و صبر کند تا ماندگان برسند. فقط همین نبود که منبرى از جهاز شتران بسازد و بالا رود، صدایش کند و دستش را بالا بگیرد، فقط گفتن جمله ى کوتاه «على مولاست» نبود. کار اصلاً اینقدرها ساده نبود. فصل اتمام نعمت، فصل بلوغ رسالت. فصل سختى بود.
بیعت با «على» (علیه السلام)  مصافحه اى ساده نبود. مصافحه با همه ى رنج هایى بود که براى ایستادن پشت سر این واژه ى سه حرفى باید کشید. ایستادن پشت سر واژه اى سه حرفى که در حق، سخت گیر بود. این روزها ولى همه چیز آسان شده است. این روزها «على مولاست» تکه کلامى معمولى و راحت است.

📚 از کتاب «خدا هم خانه دارد»، نوشته فاطمه شهیدی، نشر معارف

📝 آری! قصه، حکایتِ سادۀ زبان به "أشهد أنّ علی ولی الله" چرخاندن نیست؛  نه دیروز ساده بود و نه امروز ساده است حکایت ِ ابدی و ازلی ِ "حصن ِ حصین ولایت"

 

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۹
مجید صحاف

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیه‌ 200 از سوره آل‌عمران درباره دموکراسی می نویسند:

دموکراسی بعینه همان دیکتاتورى شاهى است که در اعصار گذشته وجود داشت. چیزى که هست، اسمش عوض شده و آن روز استبدادش مى‏ گفتند و امروز دموکراسی‌اش مى‏ خوانند. بلکه استبداد و ظلمِ دموکراسى بسیار بیشتر است. آن روز اسم و مسما هر دو زشت بود، ولى امروز مسماى زشت‏تر از آن، در اسمى و لباسى زیبا جلوه کرده. یعنى استبداد با لباس دموکراسى و تمدن که هم در مجلات مى‏خوانیم و هم با چشم خود مى‏بینیم چگونه بر سر ملل ضعیف مى‏ تازد و چه ظلم‏ها و اجحافات و تحکماتى را درباره‌ی آنان روا مى‏دارد.

► پ.ن: 15 سپتامیر روز جهانی دموکراسی بود! از نگاه غرب، دموکراسی فقط وقتی خوب است که نتیجه آن به نفعشان باشد. این می شود که وقتی نتیجه به کامشان نباشد به آن جامه بی قواره دیکتاتوری می پوشانند و با 8 ماه آشوب ِ فتنه گران و اردوکشانِ خیابان هم صدا و همراه می‏ شوند. یا وقتی نام بشار اسد از صندوق های رأی بیرون می آید، بر طبل ِ اقلیت می کوبند که بشار باید برود!
کودتا برای به قدرت رسیدن رضاخان، کودتا علیه دولت مصدق و بسیاری مصادیق ریز و درشت دیگر که خود ِ دموکراسی را هم به گاوگیجه می اندازد!!

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۶ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۲
مجید صحاف

واقعیت این است که بازی‏های رایانه‏ ای جهان پیرامون ما را تسخیر کرده. اما به جای فرار و انزوا، باید با آگاهی نسبت ظرفیت ها، فرصت‌ها و تهدیدات این رسانه نوظهور، راه‏‌هایی برای حفظ فرهنگمان و مصون نگاه داشتن فرزندانمان از خطرات آن داشته باشیم.

📌 دیشب (7 شهریور95) در بخش گفتگویِ برنامه «همیشه خونه» که هر شب از ساعت 21 تا 22 از شبکه آموزش پخش می‏شود، در خصوص بازی‏های رایانه‏‌ای با آقای مهندس محسن ظریف، عضو هیات مدیره خانه بازی‏‌های رایانه‌ای، گفتگوی کوتاهی کردم.
ماهیت اثرگذاری بازی‏‌های رایانه‏‌ای، نقاط مثبت و منفی این بازی‏‌ها، جایگزین‌ها و راه‌‏هایی برای بهبود استفاده از این بازی‏‌ها و استفاده از بازی‏ های بومی و رده‌‏بندی‏‌شده‏‌ی سنی و... موضوعاتی بود که سعی کردیم در فرصت اندک برنامه به آن بپردازیم.

✅ فیلم برنامه دیشب را می توانید در لینک زیر ببینید:
http://www.aparat.com/v/7vjW5

 

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۹
مجید صحاف

مرحوم دکتر صادق طباطبایی مترجم کتابهای نیل پستمن در مقدمه کتاب «زوال دوران کودکی» (صص 9 و 10) به نکته جالبی درباره واژه «کودک» اشاره می‏کند:

من در هیچ یک از زبانهای اروپایی برای واژه فارسی «کودک» و عربی «طفل» معادلی نیافتم. این دو واژه، دوران معینی را بیان می‏ کنند که حدفاصل میان شیرخوارگی و آمادگی برای دبستان می باشد. در حالیکه واژه های child (انگلیسی) و Kind  (آلمانی) و  Infants(لاتین)، گرچه به کودک نیز اطلاق می گردد، ولی در اصل به معنای «فرزند» است. آیا دلیل این امر را می‌توان فقدان نهاد «کودکی» یا «طفولیت» به عنوان یک پدیده اجتماعی و فرهنگی در مغرب زمین دانست؟

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۰۲ شهریور ۹۵ ، ۰۶:۵۵
مجید صحاف

🔻یک:
اصولا وقتی شناخت نسبت به یک مقوله اندک باشد، نوع مواجهه با آن به طرز طنزآمیزی تنزل می‏کند:
مانند نوع مواجهه یکی از نهاد‏ها با بشقابک های خانمان‏سوز ماهواره!
 به قول سید مرتضی آوینی در کتاب رستاخیرجان (صص 128 و 129):
... ماهواره دارد می آید ... تکلیف ویدئو را آن وقت می بایست روشن می کردیم که ویدئو شهرهای کشور ما را تسخیر نکرده بود... ما باید بدانیم در چه دنیایی زندگی می کنیم و با توجه به این واقعیت ها، راههایی برای حفظ فرهنگ خودمان و مبارزه با غرب پیدا کنیم. با فرار کردن و انزوا گرفتن و دیوار به دور خود کشیدن که مسئله ما حل نمی شود...این واکنش تا آنجا سازگار است که بتوان از منطقه خطر فاصله گرفت. وقتی طوری در محاصره خطر واقع شویم که دیگر امکان فرار کردن وجود نداشته باشد، باید جنگید و محاصره را شکست...
🔘 و یا به مانند گشت های ارشاد و ماجراهای خودش و یا به مانند اوضاع و احوال عرصه ی حوزه کتاب و کتابخوانی، از نشر کتاب گرفته تا ممیزی و توپ را در زمین دیگران انداختن هایِ معهودِ مدیرانش!


🔻دو:
آمار و ارقام و گزارش ها و نمودارهای مدیران، ظاهری پرطمطراق از اقدام و عمل ِ به هنگام را در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نمایان می کند، حال آنکه آنچه در زیرپوست جامعه در حال وقوع است و مردم آن را حس می کنند، با بیلان کاری مدیران تفاوت های قابل تاملی دارد.


✅ این می شود که رهبر انقلاب از ولنگاری فرهنگی می گویند. این می شود که فکر کردن به حوزه کتاب و کتابخوانی، قلب ایشان را به درد می آورد...

🚫 دمای حسی و واقعی و ملموسِ جامعه با دمای ایستگاههای هواشناسی مدیران در عرصه های فرهنگی و اجتماعی فاصله عمیقی دارد؛ و به نظر می رسد تا سیاست زدگی و تعصبات کورکورانه حزبی و جناحی از «اقدام و عمل» مدیران فاصله نگیرد، حال و هوای عرصه های مختلف جامعه مان خوب نمی شود...

telegram.me/msahaf

۰ نظر ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۵۸
مجید صحاف

ابزار هدایت به بالای صفحه